ورود به چت روم
چت روم جوانان و نوجوانان ویژه دهه 70 و 80
ساخت وبلاگ جدید
ساخت وبلاگ جدید و حرفه ای در چند ثانیه

نتایج جستجو برای عبارت :

وداع

در وداع با ماه رمضان دعاهای مختلفی نقل شده است‌ولی دعای صحیفه بسیار معارف بلندی دارد که اهل آن باید دریابند.دعای وداع سلام های سوزناکی دارد. اما برای کسی که در طلب معرفت در صحیفه سجادیه است باید ربط بین اول و آخر دعای وداع را کشف کند. این دعا با خداشناسی مهمی شروع می شود و به چند آیه مهم با موضوع مضاعف شدن حسنات و آیات ترغیب به ارتباط با خدا می رسد: آیه تشویق به توبه، آیه ده برابر شدن حسنات،  آیه مضاعف شدن ثواب قرض الحسنه، آیه اذکرونی، آیه شکر،
یادم هست مشهد که می رفتیم،به من می گفتند"من هیچ وقت زیارت وداع نمی خوانم.چون می ترسم از اینکه زیارت آخرم باشد..هروقت به حرم می آیم زیارت را بدون بخش وداع به پایان می برم به امید اینکه دوباره به حضور طلبیده شوم.." آخر مجاور آقا بودند...
نمی دانم اما آخرین زیارت حرم،آخرین پابوسی آقا که شرف یاب شده بودند،آیا دعای وداع هم خوانده بودند؟؟؟ 
چقدر جای شما در هوای این روزها خالیست..
چقدر زود یکسال گذشت و ما انسان ها چه بی رحمانه باید به این نبودن ها عادت
خدایا ...
تو همون کسی هستی که این ماه رو بر تمام ماه ها برتری دادی . و از بین تمام امت ها ما رو انتخاب کردی که از این سفره ی پر برکت بهرمند بشیم . این ماه خیلی برای ما سنگ تمام گذاشت . پر بود از خیر و برکتی که تو ای خدا توش قرار داده بودی ... و حالا ... ما باید باهش وداع کنیم . وداعی سخت . سخته خدایا این وداع ...
نمی تونیم ازش خداحافظی کنیم ، پس بذار دوباره بهش سلام کنیم ...
سلام ای ماهِ عزیز ، سلام ای بهترین دوست ، سلام به تویی که در کنارت بودن دلمو نرم کرد و گ
⚫️ انا لله و انا الیه راجعون ⚫️ مرحومه ی مغفوره شادروان عزت الهی ، همسر آقای عباس الهی و والده ی مکرمه ی جناب سرگرد مهدی الهی دارفانی را وداع گفت . مراسم تشییع پیکر این مادر راس ساعت چهار عصر امروز یکشنبه مورخه ی 26/12/1397 از مقابل منزل ایشان واقع در خیابان ولیعصر ، جنب مسجد حجت ابن الحسن عج شهر خالدآباد به سمت گلزار شهدا برگزار می گردد .
⚫️ انا لله و انا الیه راجعون ⚫️ با نهایت تاسف و تاثر درگذشت شادروان سیدولی موسوی خالدی را به اطلاع همشهریان عزیز می رسانیم ، مرحوم موسوی شب گذشته در اثر سکته ی قلبی دارفانی را وداع و دعوت حق را لبیک گفت . مراسم تشییع و تدفین مرحوم متعاقبا اعلام خواهد شد .روحش شاد و یادش گرامی
دانلود آهنگ جدید سعید پورسعید وداع
Download New Music Saeed Poursaeid Veda
آهنگ جدید سعید پورسعید بنام وداع
آسون وداع کردم باهات با اینکه میمردم برات
کاشکی نمیذاشتم بری، کاشکی می افتادم به پات
 
 
 
 
 
دانلود آهنگ با کیفیت 320
 
متن آهنگ وداع
 
آهنگ های سعید پورسعید
امیر عباس گلاب وداع
Download New Music Amirabbas Golab – Vedaa
دانلود آهنگ وداع  به همراه متن آهنگ از
 رســـانــه ویک موزیک 
  با بالاترین سرعت و قابلیت پخش آنلاین
با کیفیت ۱۲۸ و ۳۲۰ بهمراه پخش آنلاین و متن آهنگ
برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید …
ادامه مطلب
امیر عباس گلاب وداع
Download New Music Amirabbas Golab – Vedaa
دانلود آهنگ وداع  به همراه متن آهنگ از
 رســـانــه ویک موزیک 
  با بالاترین سرعت و قابلیت پخش آنلاین
با کیفیت ۱۲۸ و ۳۲۰ بهمراه پخش آنلاین و متن آهنگ
برای دانلود آهنگ به ادامه مطلب مراجعه کنید …

ادامه مطلب
وداع ماه مبارک زچشم گریان است/نشان بنده مومن طلوع ایمان است/بساط وسفره رحمت روداز این محفل/نگاردیده عاشق دوچشم باران است/زعشق آل پیمبر خدای داردلطف/به عیدفطرعزیزان شکوه احسان است/رفیق اشک سحرشو به آیت رحمان/همیشه قلب رفیقان بهارقرآن است/قبول هرچه عبادت ولایت مولاست/خوشا بحال سعادت که باشهیدان است/ظهوریوسف زهرابود زحق عیدی/همان که مرهم دلها بر مسلمان است/
انالله وانا الیه راجعونمرحومه حاجیه خانم حوا کریمی خالدی (همسرمرحوم حسن کریمی خالدی) مادرهمسر حاج سعید کریمی خالدی دار فانی را وداع گفت
مراسم تشییع جنازه روز شنبه مورخ ۹۸/۶/۲ساعت ۹صبح از مقابل منزلشان واقع در خیابان گلستانی کوچه محقق برگزار میگردد .
روحش شاد و یادش گرامی
دانلود آهنگ جدید امیر عباس گلاب وداع
دانلود آهنگ امیر عباس گلاب به نام وداع کیفیت ۱۲۸ و ۳۲۰ ، با لینک مستقیم ، همراه با پخش آنلاین و متن آهنگ
دانلود آهنگ فوق العاده وداع با صدای امیر عباس گلاب از جوان ریمیکس
Download New Music Amir Abbas Golab – Veda

امیر عباس گلاب عزیز موزیک جدید خود را بزودی منتشر می کند.
ساخته جدید امیر عساب گلاب، وداع نام دارد.
این موزیک در سبک پاپ قرار دارد.
اثر دیگر از این خواننده را می توانید از لینک زیر دانلود نمایید :
دانلود آهنگ امیرع
کاش اون‌شب لال می‌شدم و نمی‌گفتم که دوستش دارم. کاش عادت می‌کردم به تنهاییام. کاش بلد بودم گلیم خودم رو از آب این دنیا بیرون بکشم و اینجور نبودم که هربار و هربار آویزون یه نفر برای عشق ورزیدن بشم برای دوست داشته شدن. مح داره عذاب می‌کشه و همه‌اش مقصرش منم. دستم به هیچ کاری نمی‌ره. لش کردم و هی فکر می‌کنم اگه میم هم نبود بودن من با این بچه به هزار دلیل اشتباه بود و حالا چمه که پابندشم و دست نمیکشم؟ کاش اون میذاشت و میرفت من که بلد نیستم... من ک
وداع اسفند و لبخند گامهای سبزرا بهانه تبریک بخوانم یا مولود شاه دوعالم و روز مرد را بهانه زیبای تهنیت بدانم.
اما یقینا امسال سالی پر از خیر و برکت و تلاش و بردباری خواهد بود ؛چرا که با مولد امیرالمؤمنین و روز مردهای سخت کوش آغاز می گردد.
روز مرد را با ورود شکوفایی گلهای بهاری و عطر خوش تکیه گاه امن  با حضور دلبندانی که برای دختران آسایش و امنیت ؛برای خواهران دلبستگی و تکیه گاه ؛برای همسران آرامش و قدرت و برای مادران نوازش و با هم بودن است.
شای
سر آخر یک ساعت مانده به خواب افسوس آن را می خوری که چرا در طول ترم نخواندی؟ و با خدای خود وداع میکنی که اگر یک بار دیگر به تو فرصت زندگی در ترم را بدهد مثل اسب می خوانی. اما غافل از این که اگر هزار ترم هم بیاید و برود نه در طول آن و نه در عرض آن نمی خوانی مگر در دقیقه نود. این تقدیر نانوشته پیشانی بعضی هاست.
⚫️ انا لله و انا الیه راجعون ⚫️والده ی ماجده ی شهید والا مقام #شهیدرضاکمالی ، مرحومه ی مغفوره #حاجیه_خانم_فاطمه_اسفندیاری همسر مرحوم حاج عباس کمالی دار فانی را وداع و دعوت حق را لبیک گفت .مدیریت و هیئت تحریریه ی رسانه ی خالدنیوز ضایعه ی وارده را  به خاندان عزادار کمالی و وابستگان تسلیت عرض می نماید .
مراسم تشییع پیکر مرحومه ی مغفوره ام الشهید رضا کمالی ، حاجیه خانم فاطمه اسفندیاری، دوشنبه ساعت ۱۸و۳۰دقیقه رسمی از مقابل منزل ایشان واقع در خ
همیشه وقتی مهمونی ها تموم میشه، حس غریبی داریم
چه برسه به این دفعه که مهمونی خدا داره تموم میشه . . .

«خداوندا!... ماه رمضان در میان ما بسیار ستوده زیست و رفیق و یارى
 نیکو برای ما بود و گرانبهاترین سودهاى جهان را به ما ارزانى داشت. 
اما چون زمانش به سر رسید و شمار روزهایش پایان گرفت، آهنگ رفتن کرد.
 اینک با او‌ وداع می‌کنیم، مانند وداع عزیزی که فراقش بر ما سخت است...»
(دعای چهل و‌ پنجم صحیفه سجادیه)
دانلود آهنگ قطعه ی جدید امیر عباس گلاب به نام وداع با بهترین کیفیت در سمفونی. قطعه ی ودا جدیدترین اثر هنرمند خوب کشورمان امیرعباس گلاب می باشد. تاریخ انتشار قطعه ی ودا 13 شهریور 1398 می باشد. آهنگسازی این اثر را اسحاق اسد بیگی و امیر عباس گلاب برعهده داشته و تنظیم آن را یاسین ترکی خواننده پاپ کشورمان ساخته است. برای دانلود آهنگ وداع که یک نوحه شنیدنی از خواننده خوب کشورمان امیرعباس گلاب است می توانید به بخش دانلود آهنگ رفته و این آهنگ بسیار جذاب
خوابش رو دیدم.گفتم همه بهم میگن مُردی؛ راست میگن مامان؟ ساک استخرش رو برداشت. خندید گفت بیخود گفتن. مگه من ممکنه بمیرم فاطمه؟ گفتم منم همین رو میگم. گفت بعد استخر بیا بریم هویج بستنی بخوریم. حرف مردم بادِ هواست؛ بریز دور هرچی شنیدی رو.دیر نکنی.
از جلوه های عرشی پیغمبرِ حسینزنده شده است خاطره ی مادر حسینبا احترام رفته علی در بر حسینآماده ی نبرد شده لشگر حسینتا اذن خواست، نور دو عالم اجازه دادلب تر نکرده بود، همان دم اجازه دادقله نشین معرفتِ کائناتِ حقمجذوبِ راه پرخطر و با ثبات حقآیینه ی تمام نمایِ صفات حقمانند مرتضی شده ممسوس ذات حقشأن علی، ز کل مراتب، فراتر استفیضِ شهادت است که مشتاقِ اکبر استوقت وداع شد، همه جا ریخته بهماز غربت و بلا، دو سرا ریخته بهمقلب تمام اهل ولا ریخته بهمای
روبرور گنبد توی صحن گوهرشاد یکی از رفقا روضه وداع می خوند که یکهو یه نفر گفت: انا بقیت الله فی ارضه...
و دوبار تکرار کرد
خواستم بهش بگم حاجی اشتباه میزنی اینجا مشهده نه مکه دلم به حال بچه سوخت و گریشون رو به خنده تبدیل نکردم.
پی نوشت:
شما هم اگه خواستید ظهور کنید یادتون باشه باید برید مکه اولش هم به جای رب اشرح لی صدری باید بگید الا یا اهل العالم
اگر کسی مطمعن باشد که فردا صبح می میرد چگونه رفتار می کند ؟
اگر سرش داد بکشی هم حرفی نمی زند لبخندی می زند و با خود می گوید که وقت نداریم،وقت نداریم، عمر وقت این کار ها رو نداره واصلا ارزشش هم ندازه که برای یک روز زندگی انقدر عصبانی بشم ارزش نداره
حضرت آیت الله بهجت می فرمایند : وداع از این دنیا برای ما بسیار نزدیک است ولی ما خیلی دور می بینم وگرنه اینقدر باهم نزاع نداشتیم
#مرگ #یاد_مرگ #بهجت #بهجت_العارفین
بازی تیم امید ما با امید ازبکستان با نتیجه یک برصفر به نفع ازبکستان تمام شد.در این بازی گل جالبی نخوردیم واز یک حفره دفاعی بهمون گل زدند.که خیلی باز وداع ما کند بودند انشالله آقا فرهاد این تیم را آماده میسازد بازی تدارکاتی برای شناخت میباشد. فرهادمجیدی با شناختی که داریم قطعا تیک را سروسامان میدهد و اخبار روز استقلال را با رفتن به المپیک میبندیم
به شدت نیازمند دریافت پینشهادم
آهنگ -> انگلیسی -> پاپ -> ترجیحا تو مایه های اهنگ های Linkin park
فیلم -> خارجی -> درام ، اکشن ، تخیلی -> خواهشا انتقامجویان رو نگید :/
کتاب -> فرقی نداره -> بازم فرقی نداره -> ولی تو مایه های ( ناتور دشت | برف و سمفونی ابری | وداع با اسلحه | صدسال تنهایی و ... ) و کارایی که شبیه به اینا باشه اوکیه
البته نظراتتون محترمه اگه خودتون از چیزی خیلی خوشتون میاد خوشحال میشم گوش بدم / ببینم / بخونم .. :)
⚫️ انالله و انا الیه راجعون ⚫️ بدینوسیله درگذشت شادروان #بیژن_علویان خادم با اخلاص آستان مقدس امامزاده آقا علی عباس ، را به اطلاع همشهریان عزیز می رسانیم . مرحوم علویان مدتی درگیر بیماری قلبی بود و در نهایت در بیمارستان خاتم الانبیا نطنز ، جان به جان آفرین تسلیم نمود . روحش شاد و یادش گرامی
گفتم نرو میموندی حالا .
گفت نه دیگه من و تو به هم نمیخوریم .
گفتم به همین راحتی ؟ 
گفت آره دیگه مگه برای تو سخته ؟
گفتم تو چطور فکر میکنی ؟
گفت برای من مهم نیست !
گفتم چی‌؟
گفت هر چی .
گفتم حتی ؟
گفت حتی !
گفتم نمیبخشم .
گفت باشه ... یه گوشه از ذهنم یادم میمونه .
گفتم همین ؟
گفت آره !
گفتم چه بی روح ...
گفت خیلی وقته .
گفتم ...
گفت ...
[ دست دادم و سر به زیر بودم ]
[ دست داد و سرش بالا بود ]
...
سکوت کردم .
گفت خداحافظ .
از کنارش رد شدم .
...
بغضم ترکید .
گریه کردم . 

از خ
امام جمعه ای که منزل شخصی خود را وقف طلبه ها کرد!
حجت‌الاسلام‌والمسلمین عباس رحیمی، امام جمعه خمینی شهر که روز گذشته به علت عارضه قلبی و تنفسی در بیمارستان الزهرا(س) اصفهان، دارفانی را وداع گفت، 25 آبان 97 در گفت وگو با خبرنگار «حوزه» در اصفهان از وقف منزل مسکونی خود با هدف اسکان طلابی که پس از ازدواج مشکل مسکن دارند، خبر داده بود.
@feghahat
[عکس 1280×959]
مشاهده مطلب در کانال
نیهیلیست
کسی است که عقیده دارد، هیچ چیز معنی ندارد و هر کاری مجاز است. اما سارتر عقیده داشت
زندگی باید معنایی داشته باشد. ولی خود ماییم که به زندگی معنا می دهیم. وجود داشتن
به معنای آفریدن زندگی خود است.
یوستین گردر
این که
چیزی نیست تازه اصلش مونده ، من وقتی فهمیدم داروین موحد بود تازه فهمیدم که خیلی
چیزها هست که باید بدونم ولی
وداع
با رقص
توضیحات:وداع
یعنی خداحافظی – برای پذیرش مفاهیم جدید باید با مفاهیم
کهنه خداحافظی کرد.
خدا خودش
گفته اگر
عصرعاشورای مولالحظه بی یاوری است/یک یک یاران فدایی بر امام ورهبری است/روی تل زینبیه ذکر هل من ناصرش/واقعا دشمن در آنجا ازتبار ابتری است/رحم بر اصحاب مولاکه نکرده هیچگاه/لحظه های بی برادر بی پسر بی مادری است/علقمه آرام گیرد بعدعباس علی/یادسقای حرم را گریه های کوثری است/وقت حمله بر حسین تشنه لب سرمیرسد/لحظه سخت وداع یک برادرخواهری است/میبرد باخنجرخودشمر راس یک امام/شدرثاء آل احمد باندای حیدری است/حضرت سجادو زینب غرق در شوروعزا/آتش برخیمه گاه
او گفت:زندگی چیست؟
گفتم همان که آدمی مزه آن را میچشد و آخر سر هم باآن وداع می کند.
گفتا: آسان است؟
گفتم زندگی کردن آسان و زندگی واقعی دشواراست.
بگفت:چرا با اینهمه سختی که داری زندگی را دوست داری؟
گفتم نه برای خود برای عشق است:)
کربلامنتظرماست حسینش تنهاست/شورشی بهرامامت به دل آن صحراست/آسمان غرق تماشای شهادت طلبی/تشنگی زمزمه ای بهر وصال یکتاست/یک یکی جان بفدای پسرفاطمه اند/ناظرشورحماسه زبر عاشوراست/برسد داغ عظیمی به دل پاک حسین/اکبرواصغراو تشنه لب کرببلاست/علقمه منتظر مقدم عباس علی/قهرمان دوجهان زمزمه ای ازسقاست/لحظه سخت وداع است حسین وزینب/حاکم بردل خواهر همه جابامولاست/سخت شد وقت شهادت زبرخون خدا/گریه کن بهرمصائب همه اش برآقاست/بر ولایت همه لبیک سعادت داریم
می‌گفت: چرا همش توی خودتی؟ آنقدر به کمبودها و حسرت های زندگی ات فکر میکنی که نعمت های حالت را نمیبینی. چند سال پیش شادتر به نظر میرسیدی. بیشتر میخندیدی...
بیراه نمی‌گوید. باید ذهنم را از توهم آقاییِ نازِ ماهِ خوجگلم آزاد کنم. شاید بهتر باشد دیگر برای تو ننویسم. وقتی خرید و مسافرت میروم، برای تو هدیه ای نگیرم. با دوستانم که هستم، جایت را خالی نکنم. حتی شاید کم کم به این زندگی عادت کنم و بعدا از دعاهایم هم بروی. 
شب تاسوعا تو را در مسجد گوهرشاد میگ
می‌گفت: چرا همش توی خودتی؟ آنقدر به کمبودها و حسرت های زندگی ات فکر میکنی که نعمت های حالت را نمیبینی. چند سال پیش شادتر به نظر میرسیدی. بیشتر میخندیدی...
بیراه نمی‌گوید. باید ذهنم را از توهم آقاییِ نازِ ماهِ خوجگلم آزاد کنم. شاید بهتر باشد دیگر برای تو ننویسم. وقتی خرید و مسافرت میروم، برای تو هدیه ای نگیرم. با دوستانم که هستم، جایت را خالی نکنم. حتی شاید کم کم به این زندگی عادت کنم و بعدا از دعاهایم هم بروی. 
شب تاسوعا تو را در مسجد گوهرشاد میگ
بااشک دیده شوید این کربلا جهان را/پاکیزه میکند او حتی رخ نهان را/کارحسین وزینب درعرش دلربایی/بخشیده سوی شیعه گنجینه امان را/درگلشن محبت یاران او ولایی/این زمزم ولایت نوراست آسمان را/هرگریه ای برایش تیری است سوی دشمن/آماده کرده دائم هریاراو کمان را/سخت است بهرشیعه از نینوا شنیدن/وقت وداع یاران ازحجت عیان را/سرهابریده گشته برنیزه ها بلنداست/آنجا شهید عاشق تقدیم کرده جان را/زینب درآن بلندی با مرگ دست وپازد/دیده است شمر کافر بالشکربدان را/این
بسمِ ربِّ الفاطِمه الزهرا(س)

از کربلا که برگشت گفت دیگه توبه کردم
چقدر قشنگ پای توبه اش موند
چند ماه بعد خریدارش شدن...
مادر خریدش تو
سوریه_خان طومان
با پهلوی شکسته

چقدر پای توبه هامون موندیم؟
از همین امروز عهد ببندیم؟!
همین روز عزیز که وداع با پیکر شهیدِ
ما هم وداع کنیم با گناه ها؟
خدایا
جوانی ام را در مستی دوری تو پیر نمودم(3)
دستم را بگیر
بسم الله الرحمن الرحیم
الهی به امیدتو
_______________________________
پ.ن 1: به باغبان بگویید دیگه لاله نکاره
           
 
خدایا تو غروب را آفریدی،
تو زیبایی سحر انگیز خلقت را در آن افزودی و رمز گلگون شهادت را در آن افزودی
تا وداع خورشید با طبیعت، با شهادت مردان حق که لقاء آنها با پروردگار عالم است هماهنگ کنی.
 بخشی از مناجات شهید چمران، کتاب زمزم عشق ، ص 90
انا لله و انا الیه راجعون
با نهایت تاسف و تاثر درگذشت نابهنگام جوان خوش اخلاق و دوست داشتنی آقای عباس عربی فرزند حاج پرویز را به اطلاع همشهریان عزیز می رسانیم . مرحوم عربی دو روز گذشته به علت بیماری ریه در بیمارستان شهید بهشتی کاشان بستری بود و نهایتا شب گذشته تسلیم مشیت الهی شد و  دارفانی را وداع گفت . روحش شاد و یادش گرامی باد .
مراسم تشییع پیکر مرحوم امروز عصر راس ساعت 5 رسمی در شهر خالدآباد برگزار می گردد .
رسیده ایم و رسیدن همیشه اول درد است
خوشا به هم نرسیدن در آستانه ی پاییز!
خوشا دو عاشق تنها، دو پاره چوب به دریا
یکی به صخره رسیده، یکی به موج بلاخیز
نه فرصتی که بمانم نه جراتی که بمیرم
کجا پناه بگیرم از این جنون گلاویز؟!
به قاطعیت یک بوسه در دقایق آخر
مرا وداع کن ای سیب سرخ وسوسه انگیز
جهان‌ جهان تبرهاست جهان‌ زیر و ‌زبرهاست
ولی تو ای تن تنها درخت باش و بپاخیز…
احسان افشاری
داشتم تو نت می‌چرخیدم چند تا ایده برای بچه‌های روزه‌اولی و ماه رمضون دیدم که خیلی دوست داشتم.
و از اونجایی که کلا آدم المان‌سازی هستم و سعی میکنم تو مناسبتها حتی با ظواهر امور هم که شده برای بچه‌ها خاطره سازی کنم، لذا بر اساس یکی از ایده‌ها، تصمیم گرفتم یه سفره ماه‌رمضونی تو خونه پهن کنیم مثل سفره هفت‌سین.
کوچولو و جمع و جور و روی میز؛ با المانهای رمضان.
مثلا قرآن و گل و گلاب و جانماز و دیگه چی؟
بیاین بگین چی بذارم تو سفره‌م؟
و هر روز هم ی
انا لله و انا الیه راجعون 

درگذشت مرحومه ی مغفوره شادروان اشرف آغا بنی هاشمی متعلقه ی مرحوم حاج عباس سعیدی جهانگرد و خواهر برادر ارجمند سید دخیل بنی هاشمی نایب رئیس شورای اسلامی شهر خالدآباد را به اطلاع همشهریان عزیز می رسانیم ، مراسم تشییع و تدفین متعاقبا به اطلاع خواهد رسید 
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.

















#زندگی_به_سبک_مهدی (۴۷)
سالهای اول دههٔ ۹۰ بود که دیگه کم کم داشت سر شهید محمد مهدی شلوغ میشد و هرچی تلاش می‌کرد نمی‌توا
پیکر «فرمانده حیدر» وارد معراج شهدا شد.
پیکر مطهر شهید مدافع حرم، محمد جنتی، معروف به حاج حیدر که فرمانده لشکر زینبیون بود، پس از دو سال وارد معراج شهدا شد
#دعوتید
مراسم وداع با شهید فردا(چهارشنبه) ساعت ۱۶ در حسینیه معراج شهدا
«فرمانده حیدر» در تاریخ ۱۶ فروردین ۹۶ در حماه سوریه منطقه تل ترابی به شهادت رسید و همچون حضرت عباس (ع) سر و دستش را فدا کرد.
سردار سلیمانی درباره این فرمانده شهید گفته بود: حیدر یکی از بهترین‌هایم بود##.شهید مدافع حرم از
⚫️ انا لله و انا الیه راجعون ⚫️با نهایت تأثر و تأسف درگذشت پدری مهربان و همسری دلسوز مرحوم مغفور شادروان رسول پور محمود(داماد  مرحوم حاج حسن رفیعی خالدی)  را به اطلاع همشهریان عزیز می رسانیم .مراسم تشییع پیکر آن مرحوم  روز چهارشنبه مورخه۱۳۹۸/۰۳/۰۸ 
ساعت ۱۰ صبح از مقابل مسجد امام سجاد (ع) تهران(مسجد خالدابادیها) برگزار
میگردد..حضور شما سروران گرامی موجب تسلی خاطر بازماندگان می گردد.
عصرعاشورای مولالحظه بی یاوری است/یک یک یاران فدایی بر امام ورهبری است/روی تل زینبیه ذکر هل من ناصرش/واقعا دشمن در آنجا ازتبار ابتری است/رحم بر اصحاب مولاکه نکرده هیچگاه/لحظه های بی برادر بی پسر بی مادری است/علقمه آرام گیرد بعدعباس علی/یادسقای حرم را گریه های کوثری است/وقت حمله بر حسین تشنه لب سرمیرسد/لحظه سخت وداع یک برادرخواهری است/میبرد باخنجرخودشمر راس یک امام/شدرثاء آل احمد باندای حیدری است/حضرت سجادو زینب غرق در شوروعزا/آتش برخیمه گاه
 
زنده یاد استاد هوشنگ‌کاشانیانانجمن نمایش بادرودبهمن ماه سال ۱۳۷۰نمایشنامه خار و دل به کارگردانی مرحوم کاشانیان❇️از راست ردیف پائینذبیح اله صولتیان- رضا آقابابایی-محمد ستاره-حسین بهروان-محمدرضا احمدی و مرحوم کاشانیان❇️ردیف بالا از راستحسن نوریان-حمید خواجه امیری- هنر بارزانی -محمود ذاکری-علی جوادی فر-عباس شفیعیان
#سپیدار_مهربانی
لب جو،
یا میان این باغ 
کاش برای همیشه باشی ای سبزترین سپیدار مهربانی
خواب دیدم چکاوکی را که می گفت،
تو آخرین نغمه های بهار
در واپسین روزهای فصل عاشقی گل سرخ
نام دیگری نداری جز بلندای عشق!
گذر از تو
حس بد عبور بی هدف
سردرگمی های گیج یک فاخته بی جفت
گذر از تو
بی مرزی عبوس حادثه،
تلخ، 
مثل عبور قاصدک از پشت بام بهاران
گذر از تو
مثل دل کندن از آخرین روزهای خرداد
عین وداع با ابرهای باران زای زندگی...
کاش می دانستی
تو بهترین زاد روز به
کربلامنتظرماست حسینش تنهاست/شورشی بهرامامت به دل آن صحراست/آسمان غرق تماشای شهادت طلبی/تشنگی زمزمه ای بهر وصال یکتاست/یک یکی جان بفدای پسرفاطمه اند/ناظرشورحماسه زبر عاشوراست/برسد داغ عظیمی به دل پاک حسین/اکبرواصغراو تشنه لب کرببلاست/علقمه منتظر مقدم عباس علی/قهرمان دوجهان زمزمه ای ازسقاست/لحظه سخت وداع است حسین وزینب/حاکم بردل خواهر همه جابامولاست/سخت شد وقت شهادت زبرخون خدا/گریه کن بهرمصائب همه اش برآقاست/بر ولایت همه لبیک سعادت داریم
بااشک دیده شوید این کربلا جهان را/پاکیزه میکند او حتی رخ نهان را/کارحسین وزینب درعرش دلربایی/بخشیده سوی شیعه گنجینه امان را/درگلشن محبت یاران او ولایی/این زمزم ولایت نوراست آسمان را/هرگریه ای برایش تیری است سوی دشمن/آماده کرده دائم هریاراو کمان را/سخت است بهرشیعه از نینوا شنیدن/وقت وداع یاران ازحجت عیان را/سرهابریده گشته برنیزه ها بلنداست/آنجا شهید عاشق تقدیم کرده جان را/زینب درآن بلندی با مرگ دست وپازد/دیده است شمر کافر بالشکربدان را/این
  
نه تنها در وداع تو جدا شد جان من از من که می آمد صدای ناله های پنج تن از من از آنجایی که وابسته است جان من به جان تو جدا کردند سر از تو جدا کردند تن از من میان معرکه هم زخم هم جان باختن از تو میان خیمه ها هم سوختن هم ساختن از من دلم خوش بود با پیراهنت آن هم به غارت رفت پس از تو رخت بر بسته است شوق زیستن از من غریبم آنچنان در سرزمین مادری بی تو که می پرسد نشانی های زینب را وطن از من ملامتگو چه دریابد میان عاشق و معشوق کسی نشنید جز توصیف زیبایی سخ
⚫️ انا لله و انا الیه راجعون ⚫️
با نهایت تأسف و تأثر درگذشت شادروان ابوالفضل حاجی زاده را به اطلاع همشهریان عزیز می رسانیم . 
مرحوم حاجی زاده در اثر ضایعه ی مغزی طی چند روز گذشته در بیمارستان شهید بهشتی کاشان بستری بود . 
زمان مراسم تشییع و تدفین و ترحیم متعاقبا اعلام خواهد شد . 
روحش شاد و یادش گرامی 
غولی بود با چشمان آبی که به زنی باریک اندام دلداده بودرویای زن خانه ای  کوچک بود خانه ای با باغچه‌ای پر از یاسکه باروری در آن شکوفا بود غول او را دیوانه وار دوست داشت دست هایش برای کارهای بزرگ ساخته شده بود نمی توانست خانه ای این چنین بسازدنمی توانست درِ خانه ای با  باغچه‌ای پر از یاسو سرشار از باروری را بکوبد غولی بود با چشمان آبی که عاشق زنی باریک اندام شده بودزنی باریک اندام و ریز نقش زنی که آغوشش برای آسودگی بازو از  گام‌های بلندِ د
نصب برنامه برای اندروید

کلیات زیارات به همراه صوت با امکانان اشتراک گذاری متن ها

شامل:

- زیارت حضرت رسول اکرم+صوت

- زیارت حضرت زهرا(ص)+صوت

- زیارت حضرت علی (ع) امین الله+صوت

- زیارت ائمه بقیع ( حضرت امام حسن مجتبى و امام زین العابدین و امام محمد باقر و امام جعفر صادق علیهم السلام )+صوت

- زیارت امام حسین (ع)+صوت

- زیارت امام موسی کاظم+صوت

- زیارت امام رضا (ع)+صوت

- زیارت امام جواد (ع)+صوت

- زیارت امام هادی (ع)+صوت

- زیارت امام حسن عسکری (ع)+صوت

- زیارت ا
قبل از به دنیا آمدن محمد هادی به زیارت امام رضا(ع) رفتیم. از امام رضا(ع) خواستم که اذان و اقامه محمد هادی را آقا در گوش محمد 
هادی بخوانند، خیلی تلاش کردیم که خطبه عقدمان را آقا بخوانند که قسمت نشد. لحظه وداع با امام رضا(ع) به آقا مهدی گفتم که از 
امام رضا(ع) بخواهد که نائب امام زمان(عج) اذان و اقامه به گوش محمدهادی بخواند که او هم در جواب گفت که هر چه خیر باشد. 
بالاخره محمد هادی ۱۵-۱۶ روزه بود که تماس گرفتند، خدمت آقا برسیم برای اذان و اقامه گفتن
به نام خالق زیبایی‌ها
مدت‌ها بود آغوش پدر را تجربه نکرده بود و خانه نوای دوری را سر داده بود و همگی 
چشم به در دوخته منتظر ورود وجود عزیزش بودند. تنها وجود کوچک او بود که کمتر
زمانی را در گرمای وجود پدر مأوا گرفته بود.
هیچ کس مانند او تشنه دیدارش نبود.
با چشم‌های درشت و قهوه‌ایش که همه آن را به پدر نسبت می‌دادند در سکوت،
مادر و خواهر و برادرش را نظاره می‌کرد تا شاید نشانی از گمگشته‌اشان بجویید.
مادر سرگردان بوی پدر، بی‌قراریش را در لابه‌
#زندگی_به_سبک_مهدی (۱۳)
خیلی از اوقات کارهای سنگین اجرایی، آدم را از وادی اخلاق دور می‌کند حتی برخی می‌گویند یک مدیر می‌تواند برای رسیدن به اهداف، هر اقدامی را انجام دهد اما شهید محمد مهدی اینگونه نبود او اخلاق، سعه صدر و ... را با مدیریت در هم آمیخته بود، دلتنگی شدید همکارانش در وداع با پیکر شهید گواه این سبک مدیریتی بود
یکی از همکارانش نقل می‌کرد به دلایلی مجبور شد یکی از دوستان را از تیم کاری حذف و به بخش دیگری منتقل کند، این انتقال برای آ
#زندگی_به_سبک_مهدی (۱۳)
خیلی از اوقات کارهای سنگین اجرایی، آدم را از وادی اخلاق دور می‌کند حتی برخی می‌گویند یک مدیر می‌تواند برای رسیدن به اهداف، هر اقدامی را انجام دهد اما شهید محمد مهدی اینگونه نبود او اخلاق، سعه صدر و ... را با مدیریت در هم آمیخته بود، دلتنگی شدید همکارانش در وداع با پیکر شهید گواه این سبک مدیریتی بود
یکی از همکارانش نقل می‌کرد به دلایلی مجبور شد یکی از دوستان را از تیم کاری حذف و به بخش دیگری منتقل کند، این انتقال برای آ
این همان فیلمی است که طرفداران شاید هرگز تصور نمی‌کردند در زندگی‌ خود تماشایش را تجربه کنند. «پایان بازی» در صدرِ لیستِ بلند فیلم‌های مارول قرار می‌گیرد و حتی از فیلم قبلی یعنی «جنگ ابدیت» فراتر می‌رود. این یک وداع باشکوه است، برای قهرمانانی که سال‌های زیادی را همراه ما بوده‌اند. برادران روسو فیلمی ساخته‌اند که برای مارولی‌ها حقیقتاً حکم پایانِ یک بازی طولانی و هیجان‌انگیز را دارد اما پایانی که نقطه‌ی اوج است و در عین حال بهترین ه
صفحات کتاب را ورق می زنم تا بدانم تو چه کشیدی بانو اما وقتی برگ برگ کتاب را ورق می زنم و می خوانم از تو، چیزی جز اشک و غم نصیبم نمی گردد . شنیده بودم که پیامبر فرموده بود: ((فاطمه پاره تن من است ))اما چه کردند با تو آنان که می دانستند تو عزیز پدری ...فاطمه جان دلم می گیرد از این همه غربت، غربت علی، غربت حسنین و زینبین بانو دلم می گیرد وقتی به آن صفحه از کتاب می رسم که شاهد گریه اولادت هستم زمانی که به شهادت رسیدی زمانی که فرزندانت صدا زدند اسماء مادر
حالا که هنوز صدای سنج و دمام در گوشم است!حالا که هنوز هرم گرمای خیمه های سوزان را روی صورتم حس میکنم!حالا دلم بیقرار حرمِ شما شده!در دلم غوغاییست نگفتنی!اخ که دلم لک زده برای آن دو روزی که در حرمتان بیتوته کرده بودم.خاطرتان هست؟دو روز قبل از اربعین با جسمی رنجور پای پیاده خودم را به حرمتان رساندم!خاطرتان هست که دم دستی ترین احتیاجِ دنیوی مرا به گونه ای شگفت آور توسط زنی از بغداد برآورده کردید؟خاطرتان هست شبِ آخر که میخواستم برای وداع به حرمِ
ساعتای شش عصر بود.غروب روز بیستم ماه رمضون.
امشب شب دوم قدر بود. شب شهادت حضرت علی (ع).
داخل پیج اینستا معراج شهدای تهران، استوری رو دیدم. یه کلیپ 15ثانیه ای بود و صحنه ای بود از وداع پدر بزرگوار شهید شعبان نصیری با پسر شهیدشون. سن پدرشون حدود هشتاد سال خود شهید هم 50 سال اینا. 
زیر کلیپ نوشته بود که افطار امروز به نیت شهید مداقع حرم شعبان نصیری.
داخل اینترنت سرچ کردم و عکسای مراسم وداع و تشیع این شهید رو پیدا کردم. همش عشق بود. (پیشنهاد می کنم یه سرچ
آنقدر درگیر درس ها و ایاب و ذهاب بودم که نفهمیدم کی تولدت آمد و کی تمام شد. شب ولادتت بود که بلیطم اکی شد و راهی تهران شدم. صاف رفتم تخت طبقه سوم و ولو شدم تا دم رسیدن. هنسفری میخوانْد: دعای مادرم بوده که منم امام رضایی شدم. حسرت اینکه بعد از چند سال، روز تولدت کنارت نبودم، قلبم را می‌فشُرْد. همه کارها عجله ای شد و فرصت زیارت قبل سفر پیدا نکردم. خودت میدانی که من هیچ وقت حتی یک بار، آن دعای وداع که در زیارت نامه هست، نخواندم. کسی که دلبسته به نور و
در غروبی زیبا از واپسین روزهای یک بهار پرماجرا می نویسم ...
در لحظات نزدیک اذان ....
در لحظات مشهور ب لحظات استجابت دعا ....
خداوندا مگذار بر دلم هیچگاه قفل قساوت بماند ... 
مگذار هیچ خاطری را ب خاطر حرفم آزرده کنم ...
بارها رایحه دلنشین نسیم های بهاری ب مشامم خورد
 اما ....
 بهارت نمیدانم از من راضیست یا نه ... 
دل من در بهارت شاد بود ...
با بهارت خداحافظی نمی کنم
 چون دلتنگی من چند برابر می شود ...
بوی بهار ... بوی بهترین ها بود ...
 بوی یک دنیا لطافت ... بوی یک
دانلود قسمت ششم فصل هشتم game of thrones قسمت 6 فصل 8 بازی تاج و تخت : دانلود فصل هشتم سریال Game of Thrones , فصل جدید هم آغاز شده .
در این بین بینندگان با دانلود سریال Game of Thrones فصل 8 و فصل های قبل که بشدت به ان وابسته شده اند هم اکنون دیگر باید با دانلود فصل آخر سریال گیم اف ترونز داستان این سریال را هم به اتمام برسانند و با ان وداع کنند.
البته باید به این نکته توجه داشت که گیم اف ترونز خاطرات بیشماری را در ذهن طرفدار های خود باقی می گذارد و به این زودی ها فرامو
‌ دختر بابا مـنم ، 
طناز عشق
  رفته بابایم سفر شهر دمشــق 
یادم آید آن سحرگاهے که رفت 
 برنگشته او از آن راهے که رفت
وقت رفتن هست یادم در وداع
  گفت: بابا می‌روم بـهر دفـــاع
گفتم از که؟ از کجا؟ ای خوب عشق
  گفت از ناموس شیعه در دمشق
گفت بابا، زینب آنجا بی‌کَس است
حضرت زهرا بر او دلواپس است
خون ز غیرت در رگ بابا به جوش 
گفت باید او علم گیرد به دوش
دختربابا
زینب
مهدی نظری
https://eitaa.com/ahmadelyasi1369
آلبوم جدید و فوق العاده زیبای زنده یاد حامد هاکان با نام فرشته زمینی
این آلبوم به درخواست و با حمایت و پیگیری خانواده محترم زنده یاد حامد هاکان با نیت صرف عواید این اثر در امور خیریه انتشار یافت.
حامد هاکان در روز 12 مهر 1396 به دلیل ایست قلبی در سن 34 سالگی دارفانی را وداع گفت و در قطعه 300 بهشت زهرا تهران. برای همیشه آرام گرفت
روحش شاد و یادش گرامی...
( به همراه تمامی کاورها البوم )
پیشنهاد میکنم حتما دانلود کنید

ادامه مطلب
خوب که نگاه کنی، لشکر جهانیِ آخر الزمان دارد تکمیل می ‌شود. شاهدش اهتزاز پرچم ‌های زرد رنگ «زینبیون» در کنار آن پرچم سه ‌رنگ همیشه سرافراز است. شاهدش قلب ‌های شرحه ‌شرحه از فراق و خشم ‌های فرو خورده مجاهدان پاکستانی مدافع حرم در مراسم وداع با فرمانده محبوبشان است... و نمی ‌دانی اسم فرمانده که به میان می ‌آید، چه ‌ها که بر دل بچه ‌های دل ‌نازک زینبیون نمی‌ گذرد. از خودشان بپرسی، برایت می‌ گویند که هیچ فرماندهی برایشان عزیزتر از حاج حیدر
سرهنگ دوم پاسدار،شهید حسین جوینده،از مربیان گیلانی  ارشد اموزشی  دانشگاه افسری و تربیت امام حسین(ع) ک حین انجام ماموریت اموزشی به درجه رفیع شهادت نائل شد و در گلزار شهدای رشت ،مراسم وداع باشکوه با این شهید عزیز برگزار شد...
مثل کک به تنبون‌م افتاده... «تغییر» رو عرض می‌کنم! هی توی گوشم زمزمه می‌کنه که یه حرکتی بکن، یه تغییری، تحولی، پیشرفتی، پسرفتی، آپدیتی... چیه این رکودِ لعنتی؟ چیه مثل مرداب، راکد شدی و تکون نمی‌خوری... تکون بده، یالا تکون بده.اصولاً برای خیلی‌ها تغییر سخته؛ یعنی از یه موقعیت به موقعیت جدید رفتن، براشون مصیبت‌ه. من اما همیشه از تغییر استقبال کردم. با این حال، متاسفانه یا خوشبختانه، کمتر موقعیتِ تغییر برام به وجود اومده. همیشه یه جوری توی هر
در عصری به سر میبریم که در آن مُجرم بودن افتخار است 
و تن فروشی, شغل دست نیافتنی جز برای زیبارویان
و با مسئولینی روبرو هستیم که بخاطر آرامش روانی فرزندانِ 2 تابعیتی شان
آنچنان بی تفاوت و آرام از کنار قوانین پوشش گذر میکنند 
که نکند به دلبندشان در تعطیلاتی که به ایران می آید بد بگذرد!
با مردمی مواجهیم که فرزاندانشان را به دست زمانه سپرده اند 
و می گویند:زمانه عوض شده...سخت نگیرید!
و در این شهرِ پر آشوب
هستند زنانی که با اشکی پر حرارت با همسرانشا
باِسم رب الجمیل
 امروز درست سی سال از آن روز تلخ تاریخی میگذرد؛ سی سال از فراق امام محبوب بزرگوار ما، سی سال از آن وداع تاریخی و بدرقه‌ی باشکوه و بی‌نظیر که مردم از امام عزیزشان و بی‌نظیرشان انجام دادند. در این سی سال تلاشهای زیادی صورت گرفته است که یاد امام و نام امام کم‌رنگ شود. شیطنت‌های زیادی صورت گرفته است که اصول امام، فکر امام، راه امام در اداره‌ی کلان جمهوری اسلامی ایران نادیده گرفته شود. سعی شده است جاذبه‌ی بی‌نظیر امام بزرگوار
امام سجاد (ع):
«اى
خداوند، ماه رمضان در‌ میان ما‌ بس ستوده زیست ‌و‌ ما‌ را‌ مصاحب ‌و‌ یارى نیکو
بود ‌و‌ گرانبهاترین سودهاى مردم جهان را‌ به‌ ما‌ ارزانى داشت. اما چون زمانش به‌
سر‌ رسید ‌و‌ مدتش ‌و‌ شمار روزهایش پایان گرفت، آهنگ رحیل کرد.
اى خداوند،
اینک با‌ او‌ وداع مى‌کنیم، همانند وداع با‌ عزیزى که‌ فراقش بر‌ ما‌ گران است ‌و‌
رفتن‌اش ما‌ را‌ غمگین ‌و‌ گرفتار وحشت تنهایى کند، عزیزى که‌ او‌ را‌ بر‌ ما‌
پیمانى است که‌ باید
امپراتور چوگو وانگ (166م - 214م)؛پس از مرگ «امپراتور گائه رو»، امپراتور «چوگو وانگ» به عنوان ولیعهد به تخت نشست.
در دوران حکومت چوگو روابط باکجه و شیلا تیره و تار گشت. در سال 167م او حملاتی به شیلا انجام داد و دو قلعه را تصرف نمود، اما شیلا ارتشی فرستاد و آنها را پس گرفت. امپراتور چوگو در سال 188م نیز حمله ای دیگر به شیلا انجام داد و این بار چهار قلعه "موسان"، "گویانگ"، "وون سان یانگ" و "یوگئو" را فتح و دو قلعه جدید به نام های "جوکیون" و "سادو" برپا نمود که
روز اولی که وارد حرم شدم همه‌جا رو همین مدلی می‌دیدم چون اشکم بند نمی‌اومد چون تموم نمی‌شد و تموم ترسایی که تو ذهنم نگه داشته بودم هجوم آورده بودن و نمی‌تونستم آروم باشم.
ساعت‌ها بود هیچی نخورده بودم و با این حال کلی تو حرم راه رفته بودم و آروم نمی‌شدم و حالم بد بود.دست آخر تو صحن جامع نشستم.
خانمی که کنارم نشسته بود و حالم رو دید زد رو شونه‌م و با لهجه‌ی قشنگ یزدیش گفت دخترجون چیزی به اذون نمونده. موقع اذون که شد دو رکعت نماز بخون و منم دع
ابر می بارد و من می شوم از یار جدا 
چون کنم دل به چنین روز ز دلدار جدا
ابر و باران و من و یار ، ستاده به وداع
من جدا گریه کنان ، ابر جدا ، یار جدا
سبزه نو خیز و هوا خرم و بستان سرسبز 
بلبل روی سیه مانده ز گلزار جدا
ای مرا در ته هر بند ، ز زلفت بندی 
چه کنی بند ز بندم همه یک بار جدا 
دیده ام بهر تو خونبار شد ای مردم چشم
مردمی کن ، مشو از دیده خونبار جدا
نعمت دیده نخواهم که بماند پس از این 
مانده چون دیده ، از آن نعمت دیدار جدا
می دهم جان ، مرو از من وگرت
شاید بهتر باشه فیلم هایی که میبینم رو دربارشون بنویسم . فیلم ذهن زیبا که جایزه اسکار بهترین فیلم رو هم به دست آورده داستان واقعی از "جان نش" ریاضیدان آمریکایی هست که تا آخر عمر خودش با بیماری اسکیزوفرنی دست و پنجه نرم میکنه . من قبل از دیدن فیلم هیچ ذهنیتی درباره ی داستان و شخصیت فیلم نداشتم و تنها بخاطر بازی راسل کرو و جایزه اسکاری که گرفته بود دانلود کردم و باید بگم ابتدای فیلم کم کم براتون کسل کننده میشه و مثل تمام فیلم های آمریکایی دیگه که
بسم رب الشهدا و الصدیقین
پیکر پاک شهید علی سعد از شهدای مدافع حرم دزفول که در دفاع از حرم حضرت زینب(س) در درگیری با تروریستهای داعشی ۲۸دی ماه ۱۳۹۴ در خان طومان مفقود الاثر شده بود، تفحص و از طریق DNAشناسایی شد و به دزفول دیار مقاومت باز خواهد گشت.
شهید علی سعد دومین شهید مدافع حرم خانواده سعد و هشتمین شهید مدافع حرم شهرستان دزفول است.
پیکر پاک شهید علی سعد اهل شهر امام دزفول اکنون به کشور منتقل شده و اکنون در معراج شهدای تهران می باشد که فردا یک
ناخدا دیشب مُرد! پیکر بی‌جانش را در میان پارچه‌ی سفیدی پیچیدیم و او را در اقیانوس رها کردیم. بعد از دو روز در تب جان داد؛ با خودمان فکر کردیم که شاید سردی آب بتواند عطش باقی مانده در پیکرش را از بین ببرد.
این آخرین سفر ناخدا بود، برای همین، طولانی‌ترین مسیر را برای وداع با دریا انتخاب کرد و تصمیم گرفت بارِ غلات را به زنگبار ببرد.
قصد داشت وقتی برگشت، لنج را بفروشد و با پولی که از سفر عایدش شده، به زادگاهش در کشمیر برود و تا آخر عمرش در آنجا زند
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.



















#کلیپ 
فدا شد آخر مهدی لطفی به راهت ...
کلیپی از جلسه وداع با پیکر شهید لطفی نیاسر در هیئت محبین اهل بیت علیهم السلام
ماه مبارک رمضان، بهار قرآن
خداوند همیشه سفره خود را پهن کرده است و ما
مهمان او هستیم و در این دو زمان و زمین ما را هم به ضیافت دعوت کرده است،
هم در ماه مبارک رمضان فرمود شما جزء ضیوف الرحمان هستید برای این زمان،
هم در سرزمین وحی فرمود جزء ضیوف الرحمان هستید، حاجیان و معتمران جزء
مهمانان خدا هستند اما هر مهمانی، هر دید یک بازدید هم دارد فرمود من شما
را به عنوان مهمان دعوت کرده ام؛ ولی شما اگر مرا دعوت کنید من می آیم من
منتظر میزبانی شما هستم.
حصّاس نیوز: میزوگی رو یادتونه؟ رقیب سر سخت سوباسا! ‏میزوگی بازیکن تیم m.c.f.c پس از سالها تحمل درد و بیماری به علت مشکل قلبی دار فانی را وداع گفت. ️تسلیت به همه فوتبال دوستان"
بر اساس آنچه که در فضای مجازی منتشر می شود، سرانجام خواهر میزوگی با ابراز تشکر از ایرانیان برای همدردی اعلام کرد که خبر فوت برادرش تکذیب شده و تقاضا دارد که اینقدر به پی وی او پیام نفرستند:"بیانیه خواهر میزوگی: خوشبختانه حال برادرم رو به بهبود است، در حالی که در ژاپن حالی ا
  در زمان یکی از مسؤولین، شایعه شد که مسؤول مربوطه  مرده است
مسؤول به عواملش دستور پیگیری داد که کسی که شایعه را درست کرده پیدا کنند
 
پس از جستجو، به عامل شایعه پراکنی که یک فعال فضای مجازی بود رسیدند و نزد مسؤول بردند
مسؤول به  فعال فضای مجازی گفت، چرا شایعه مرگ من را درست کردی، در حالی که من زنده ام؟!
فعال فضای مجازی گفت من از اوضاع حوزه مسؤولیت ات به این نتیجه رسیدم که شما دارفانی را وداع گفته اید.
چون هرکسی هرکاری که بخواهد انجام میدهد، فو
محمد بن علی بن حسین بن موسی بن بابویه قمی، مشهور به شیخ صدوق در شهر مقدس قم چشم به جهان گشود. هیچ یک از تذکره ها
تاریخ ولادت وی را مشخص نکرده اند، اما آن چه مسلم است، ولادت ایشان قبل از 305
هجری قمری نبوده و تنها به این اشاره شده که شیخ صدوق در یکی از سال های 306، 307
و 308 هجری قمری به دنیا آمده است.
شیخ صدوق، روزگار کودکی و جوانی اش را در دامان علم و فضیلت و زهد و تقوای پدر
بزرگوارش، علی بن بابویه سپری کرد و در محضر پدر، علوم و معارف را همراه با ترب
ماتم درعزای والامردی که در سایه مردانگی و تدبیرش
هویت پنهان خویش را باز یافتیم. خرداد، ماه اندوه است.
 اندوه فراق مرزبان حماسه و ایثار. مردی که ستایش
تمام عصرها و نسل ها را در پیشگاه خویش برانگیخته
 است. خرداد، ماه اشک و آه است. در وداع مردی
 که با آمدنش شب های تاریک و بی ترانه ما را
به صبح دل انگیز و سپید رهایی مبدّل ساخت. آری او
، مرد تنهای صحنه های آتش و خون، پاکمردی از بیشه
عدالت و ایمان، و آزاد مردی بی مانند در جهان معاصر
 بود که آزاد مردا
ویدئو کلیپ یاران خرازی در آغوش خانواده روایتی است از وداع خانواده ی شهدای حادثه تروریستی جاده خاش زاهدان با نوای حاج محمود کریمی
















متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.



حمیدرضا صدر منتقد سینما و پژوهشگر در تازه‌ترین پست اینستاگرامی خود، یادداشتی را درباره رابین ویلیامز بازیگر فقید سینمای جهان و پنجمین سالی که از خودکشی‌اش می‌گذرد، منتشر کرده است که بدین شرح است: «از وداع رابین ویلیامز پنج سال گذشت... به این عکس دوران کودکی رابین ویلیامز خیره شده ام. پسری با نگاهی ساده و صمیمی در جامه ای آراسته که به دوربین چشم دوخته. چگونه می شود چنین پسری در بزرگسالی اش با آن همه محبوبیت و معروفیت زندگی اش را با دستان خ
این روزها حساس تر شده ام،احساساتم با یک تلنگر کوچک فوران میکند در سکانس های حساس فیلم یا لحظات حساسِ کارکترهای داستان کتاب ها بغض میکنم!
امروز وقتی داشتم هم نامِ جامپا لیری را میخواندم،آن لحظه که آشیما خبرِ سکته کردن و ازکار افتادنِ مشاعر مادربزرگ را در فرسنگ ها دورتر از خانه میشنود،همان لحظه ای که آخرین دیدارش را مرور میکند، وقتی دمِ رفتن خم میشود و خاکِ پای مادربزرگ را به سر میمالد،درست همان لحظه که آشیما با بغض از دیدا خداحافظی میکند،د
سلام ...
شده بود مدتهای نسبتا مدیدی ننویسم ولی نشده بود که بخوام گرد و خاک روی سیستم رو بزدایم تا بیام و بنویسم ... 
بعد از گذشت سه ماه و اندی نداشتن گوشی دلیلی شد تا حالا اینجا تایپ کنم . چقدر بی معرفتم من :) 
گوشیم در دست تعمیر هست و هزینه ای نسبتا گزاف رو دستم گذاشته . 
این روزها اُورت پول خرج میکنم . نه اینکه بگم پول دارم . نه به خدا ... پوله که به راحتی از دستم در میره و من با چشمانی اشک بار باهاش وداع میکنم و اشک چشمانم بدرقه ی راهشه . ولی تهه همه ی ا
همه ی ما ممکن است سال هااز روتینی متشکل از عادات و رفتارهایی پیروی کنیم بدون اینکه متوجهشون باشیم!
مسلما من هم از این قاعده مستثنی نیستم اما جدیدا سعی میکنم اون خاکستری درون رو از دلِ روتینی از رفتارها پیدا کنم.
تناقضِ عجیبی در دل رفتاری خاکستری دیدم.
خاکستری ادم نوستالژیکی هست و همیشه یادِ نخ نما ترین ادم های زندگیش می افته و در حالی که آه میکشه از غمِ دلتنگی و فراغ،مشغول زیر و رو کردنِ گذشته میشه.
خاکستری خیلی خیلی سخت با دوستی و آدم ها وداع
حسین بن عمر بن یزید از جمله کسانى بود که بر امامت حضرت موسى بن جعفر علیه السلام توقّف کرده بود؛ اما بعد از دیداری که با امام رضا(ع) داشت به امامت ایشان
ایمان آورد. وی دراینباره می گوید:روزى به همراه پدرم نزد امام کاظم علیه
السلام رفتیم و پدرم هفت سؤ ال مطرح کرد که حضرت شش تاى آن ها را پاسخ فرمود. پس از
گذشت مدّتى و بعد از شهادت امام کاظم(ع) ، من با خود گفتم : همان سؤ ال ها را از
فرزندش ، حضرت رضا علیه السلام مى پرسم ، چنانچه همانند پدرش پاسخ داد، ا
سلام دلم برات خیلی تنگ شده بود…
پسرک از شادی در پوست خود نمی‌گنجید …راست می‌گفت …خیلی وقت بود که ندیده بودش … دلش واسش یه ذره شده بود …تو چشای سیاهش زل زد همون چشهایی که وقتی ۱۵ سال بیشتر نداشت باعث شد تا پسرک عاشق شود و با تهدید و داد و عربده بالاخره کاری کرد که با هم دوست شدن …

دخترک نگاهی به ساعتش کرد و میون حر ف‌های پسرک پرید و گفت : من دیرم شده زودی باید برم خونه … همیشه همین جور بوده هر وقت دخترک پسرک رامی‌دید زود باید بر می‌گشت…
پ
حسین بن عمر بن یزید از جمله کسانى بود که بر امامت حضرت موسى بن جعفر علیه السلام توقّف کرده بود؛ اما بعد از دیداری که با امام رضا(ع) داشت به امامت ایشان
ایمان آورد. وی دراینباره می گوید:روزى به همراه پدرم نزد امام کاظم علیه
السلام رفتیم و پدرم هفت سؤ ال مطرح کرد که حضرت شش تاى آن ها را پاسخ فرمود. پس از
گذشت مدّتى و بعد از شهادت امام کاظم(ع) ، من با خود گفتم : همان سؤ ال ها را از
فرزندش ، حضرت رضا علیه السلام مى پرسم ، چنانچه همانند پدرش پاسخ داد، ا
تقویم شیعه
بیست و یکم رمضان
۱- شهادت امیر المومنین علیه السلام
امام المتقین امیر المومنین علیه السلام در شب بیست و یکم ماه رمضان مقارن طلوع فجر به شهادت رسید، در حالی که از سن مبارک حضرتش ۶۳ سال گذشته بود. در بیستم ماه رمضان اثرات سم در پاهای مبارک امیر المومنین علیه السلام ظاهر شد و پاهای مبارک ورم کرد. در شب بیست و یکم اثر زهر بر بدن مبارک امیر المومنین علیه السلام بسیار شد. حضرت فرزندان و اهل بیت خود را جمع کرد و با آنها وداع نمود و وصیت‌های
❇️ غفار عباسی در 23 آذرماه 1397 اعلام کرد که دیگر جلسه ای نخواهد داشت. او با تشبیه خودش به امام رضا علیه السلام و وداع ایشان، از شاگردان خودش خواست برای مشاوره‌های اخلاقی به دیگران مراجعه کنند. این مظلوم نمایی در مراسم چهلم مادر همسرش در بهشت معصومه حادث شد. بیست روز پیش از این، یعنی در سوم آذر ماه، او از مسجد رضائیه استعفا داده بود و تمامی جلسات خودش را تعطیل اعلام کرده بود. این استعفا دو روز پس از ضرب و شتم یکی از طلاب منتقد غفار عباسی در مسجد
دل نوشته ای برای رمضان 
در عصر آهن و دود ، در گیر و دار گرفتاری ها ، در فضاهای مسموم ، با دل های تکیده و مجروح ،به دنبال یک هم نفس بودیم . در جستجوی  فضای عطر انگیز که دل هایمان را جلا دهد .
دل های زنگار گرفته ، دل های محجوب که از اصل خود دور مانده اند  . در این غربت باشکوه ،
رمضان از راه می رسد ، با کوله باری از معرفت و معنویت ، روز و شبش لبریز  عاطفه و مهر 
زلال وحی در لحظه هایش جاری است . دقایق و آناتش سرشار از تسبیح و ذکر حضرت حق 
بیایید با او دست د
همه ی ما ممکن است سال هااز روتینی متشکل از عادات و رفتارهایی پیروی کنیم بدون اینکه متوجهشون باشیم!
مسلما من هم از این قاعده مستثنی نیستم اما جدیدا سعی میکنم اون خاکستری درون رو از دلِ روتینی از رفتارها پیدا کنم.
تناقضِ عجیبی در دل رفتاری خاکستری دیدم.
خاکستری ادم نوستالژیکی هست و همیشه یادِ نخ نما ترین ادم های زندگیش می افته و در حالی که آه میکشه از غمِ دلتنگی و فراغ،مشغول زیر و رو کردنِ گذشته میشه.
خاکستری خیلی خیلی سخت با دوستی و آدم ها وداع
وقتی تو آمدی و به تو ای ماه خدا، سلام کردم، گمان
نمی کردم این همه زود، وقت وداع فرا می رسد.
درست است که گفته اند هر سلامی، خداحافظی هم به دنبال
دارد اما؛ فکر نمی کردم جدایی از تو این همه تنهایی به بار آرد.
نمی گویم سخت نبود روزهای بلند، گرسنگی و تشنگی،
خستگی و بی رمقی، می گویم سخت بود نافرمانی از خواست تو.
خدای من! من به اطاعت امرت دهان بستم از خوردنی ها و
نوشیدنی ها و چشم بستم از آلودگی ها وگوش گرفتم از همه دلبستگی ها.  و در این مدت همه گوش و چشم و
تا وقت سحر
خدا خدا می کردم
با یاد خدا عشق و صفا می کردم
پا تا به سرم
ز عشق حق شد لبریز
در چشمه ی عاشقی شنا می کردم
---
دیدیم خدا را همه پیدا و نهان
لبریز خدا شدیم در وقت اذان
مهمان خدا شدن
چه لذت بخش است
افسوس نماند و رفت ماه رمضان
---
یک ماه چو
باغ گل شکوفا شده ام
 با یاری حق دوباره احیا شده ام 
من با رمضان
یار صمیمی بودم
ماه رمضان که رفت، تنها شده ام
---
یک ماه به شوق یار ربنا می گفتم
با دیده ی اشک بار ربنا می گفتم
یک ماه به شکرانه
ی مهمانی حق
 با حالت رو
تا وقت سحر
خدا خدا می کردم
با یاد خدا عشق و صفا می کردم
لبریز ز عشق حضرت حق بودم
در چشمه ی عاشقی شنا می کردم
---
دیدیم خدا را همه پیدا و نهان
لبریز خدا شدیم در وقت اذان
مهمان خدا شدن
چه لذت بخش است
افسوس نماند و رفت ماه رمضان
---

یک ماه چو
باغ گل شکوفا شده ام
 با یاری حق دوباره احیا شده ام 
من با رمضان
یار صمیمی بودم
ماه رمضان که رفت، تنها شده ام
---
یک ماه به شوق یار ربنا می گفتم
با دیده ی اشک بار ربنا می گفتم
یک ماه به شکرانه
ی مهمانی حق
 با حالت روزه د
متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد.
توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد
با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد.




















السلام علیک یا ساکن کربلا ...
علی اکبرم ...
برخیز ز جا و آبرویم را بخر ...
شب جمعه طائره جنان دور شیش گوشَت ...
گوشه ای از
تقویم شیعه
بیست و پنجم ذی القعده
۱- حرکت امام رضا علیه السلام از مدینه به سوی مرو
در این روز در سال ۲۰۰ هجری قمری حضرت رضا علیه السلام از مدینه به سوی مرو حرکت کردند.
مامون، رجاء بن ابی ضحاک را برای آوردن حضرت مأمور کرد و به او دستور داد که حضرت را از راه اهواز بیاورد و از طریق کوفه و قم عبور ندهد. هنگامی که خواستند حضرت را به طرف خراسان حرکت دهند داخل مسجد رسول خدا صلی الله علیه و آله شد تا با آن حضرت وداع کند و این کار را چند مرتبه انجام داد و هر
عید قربان سال 1336، در
روستای مارکده شهرکرد، کودکی متولد شد که خانواده اش به عشق مولای متقیان و
اهل بیت (ع) نام او را قربانعلی نهادند. 6 سال بعد پدر، دار فانی را وداع
گفت و شرایط زندگی ، قربانعلی را از ادامه تحصیل بازداشت. او همراه خانواده
به اصفهان هجرت نمود و به حرفه درب و پنجره سازی مشغول گشت. حس همدردی و
بخشندگی باعث شد که قربانعلی از همان نوجوانی حاصل دسترنجش را با یتیمان و
مستمندان تقسیم کند و خلق خوش و رفتار جذابش، اطرافیان را به سمت او
محمدحسین مومنی حکم کبوتر را دارد برای آنان که دل در گروی حرم دارند.
تشییع پیکر پاکش زیر آفتاب تیز قم و گرمای چهل و دو درجه این شهر، بی درنگ ذکر
حسین را بر لب های تشنه و دلهای آتش گرفته فراق، جاری ساخت.

امروز روز شهادت سیدالشهدای احد بود. وقتی خواهر حمزه خواست با پیکر
برادر وداع کند، پیامبر دستور داد پارچه ای بیاورند و بیندازند روی پیکر پاره پاره
حمزه، پاهای او از آن پوشش بیرون ماند، عده ای خاشاک آوردند و رویش ریختند تا بدن
برادر از چشم خواهر د
برا شما هم پیش اومده که یه وسیله براتون عزیز بشه؟ یا من فقط اینجوری‌ام؟ مثلا یه لباس یه لیوان یه کفش یه عینک یه خودکار یا هر چیز دیگه... یعنی به حدی عزیز بشه که وقتی دیگه خراب میشه و قابل استفاده نیست غصه بخورید و یا تا سالها به هیچ چیز مشابهش اون حسی که به اون داشتید رو پیدا نکنید.. قبلا یه پست نوشته بودم در مورد بنفشِ عزیزم اینجا ، حالا میخوام از یه شلواری براتون بگم که اگه نخوام دروغ بگم حداقل یک سوم روزهای این ۶ سال اخیر پای من بوده، تو همه سف
❇️ غفار عباسی در 23 آذرماه 1397 اعلام کرد که دیگر جلسه ای نخواهد داشت. او با تشبیه خودش به امام رضا علیه السلام و وداع ایشان، از شاگردان خودش خواست برای مشاوره‌های اخلاقی به دیگران مراجعه کنند. این مظلوم نمایی در مراسم چهلم مادر همسرش در بهشت معصومه حادث شد. بیست روز پیش از این، یعنی در سوم آذر ماه، او از مسجد رضائیه استعفا داده بود و تمامی جلسات خودش را تعطیل اعلام کرده بود. این استعفا دو روز پس از ضرب و شتم یکی از طلاب منتقد غفار عباسی در مسجد
.h_iframe-aparat_embed_frame{position:relative;}.h_iframe-aparat_embed_frame .ratio{display:block;width:100%;height:auto;}.h_iframe-aparat_embed_frame iframe{position:absolute;top:0;left:0;width:100%;height:100%;}

#غفارعباسی ۲۳آذر۹۷، در سخنانی #خودکوه_پندارانه، گفت: به من فشار آوردند و راهی دیگری جز وداع و تعطیلی جلسات ندارم مثل امام رضا علیه السلام که مجبورشان کردند اما #صدرالساداتی
در نامه‌ای سرگشاده به مقام معظم رهبری در تاریخ ۲۹اسفند۹۷ گفت: «استاد با
مَنِشی کریمانه خودشان جلسات را تعطیل کردند!» (نازی )
غفار عباسی در همان سخنرا
به نام حضرت دوست که هرچه داریم از اوست
سلام
صبح وقتی چشامو باز کردم با همچین صحنه ای روبه رو شدم ، که البته تو تبریز اینجور چیزها دم عیدی زیاد شگفت انگیز نیست .
 و داشتیم سالهای قبل که بعد تعطیلات عید هم برف سنگینی باریده .
ولی امروز اولین چیزی که به ذهنم خطور کرد این بیت از استاد شهریار بود:بی ثمر هرساله در فکر بهارانم ولی 
چون بهاران می رسد با من خزانی می کندو این باعث شد که در مغازه این بیت رو چند بار بنویسم
من اشتباهی بهاران را بهارم نوشتم

س

تبلیغات

محل تبلیغات شما
عکس آقای خامنه ای

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

بیوگرافی دانش ایمنی و بهداشت تصویر دل روزنوشته های من -بندِ عمومی!- کوثرنامه شاعر آل محمد حاج محمد یادگاری ارتباطات میان فرهنگی گروه ان کا گیم